ابتدا خود را تربیت کنیم


·         تربیت در کودکی عمیق تر و ماندگار تر است.

·         شناخت صحیح و کامل مربی از وضعیت، ظرفیت، استعداد و رشد پذیری کودک ضروری است.
·         روح و عاطفه کودک بسیار لطیف و تاثیر پذیر است.
·         کودک در آغازِ راه شناختن است.
·         دوران کودکیِ خوب و متعادل، احتمالِ آینده ای خوب و متعادل را افزایش می دهد.
·         نقش پدر و مادر و مربیان در تربیت کودک بسیار تعیین کننده است.
اغلب قریب به اتفاق کسانی که در زمینه های مختلف تعلیم و تربیت می اندیشند، می نویسند، کار می کنند یا ...به این موضوعات و موارد مشابه آن معتقدند. اما شاید کم باشند افرادی که راه و روش عمل کردن به این موضوعات را دانسته، تمرین کرده و با صبرو حوصله بر آن مداومت داشته باشند. لذا پرداختن به نکاتی که ما را در عمل به مسائل فوق الذکر کمک نموده، روشهای اجرایی را پیش رویمان گذارد از ضروریات قطعی است. که انشاءا... سطور آینده که ویژه مربیان دوران پیش دبستانی و دبستان نگاشته می شود در این زمینه مفید واقع شود.
نکته اول:
·         تا خود را درست تربیت نکنیم موفق به تربیت درست کودکان نخواهیم شد.
·         هرگز خود را بی نیاز از این امر ندانسته مپنداریم بی آنکه خوب باشیم و هر روز خوبتر شویم، قادر خواهیم بود خوبی را در دل و جان کودکان بنشانیم. ممکن است ذهنشان را از آموزه های خوب پر کنیم اما مطمئن نباشیم که می توانیم انسانهای خوبی تربیت کنیم.
کلام زیبا و پر مغز امام علی (ع) را پیوسته آویزه گوش داشته باشیم که:
"اُحصُدِ الشَّرَ مِن صَدرِ غَیرِک بِقَلعِهِ مِن صَدرِک( حکمت 178 نهج البلاغه)"  
" باکندن بدی از سینه خود، بدی را از سینه دیگران ریشه کن نما"
نکته دوّم:
موضوعاتی که مربیان پیش دبستانی بدان توجه دارند:
1-     پیش دبستانی جامعه امیران و حکمرانان است.
کودکانی که 5 یا 6 سال امیر وحاکم مطلق بوده اند وارد پیش دبستانی می شوند. تا دیروز پدر و مادر به عنوان کارگزارانی عاشق، اوامر آنها را اطاعت میکردند. بدون شک فرمانروایان به سرعت فرمانبردار نخواهند شد. گذشته از آن نوع حکومت،محل حکومت و کارگزاران آنها یکسان نبوده اند. تا جایی که می توان گفت: ممکن است بعضی از آنها نه تنها فرمانروا نبوده اند که بدلائل مختلف زندانی پدر و مادر بوده اند. به هر صورت توجه به این نکات و شناخت دقیق از وضعیت جسمی، روحی، علاقه، استعداد، حساسیت ها، خانواده و پایگاه اجتماعی و فکری آنان ضرورتی انکار ناپذیر است.
2-    محبت شاه بیت قصیده تربیت است.
علی (ع) می فرماید: قلبهای انسانها وحشی است. هر کسی به آنها محبت کند به او روی خواهند آورد (ص 510 جلد 8 و مسائل الشیعه)
مربی و معلم محتاج آن است که کودک ( دانش آموز) او را بپذیرد و از گفتار، حالات و کردار او الگو بگیرد. لازمه این امر آن است که کودک به او علاقه
 مندشده، اعتماد داشته باشد و همه اینها با محبت ایجاد میشود. یعنی:
                       محبت علاقه اعتماد پذیرش تاثیر پذیری
در اهمیت محبت همین بس که پیامبر اکرم فرمود:
-         هرکس با کودکان مهربان نباشد از ما نیست ( ص 153 جلد 8 الحات)
-         هرکس با نگاه محبت آمیز به برادرش بنگرد بطوریکه در دلش هیچ کینه ای نباشد، هنوز دیده برنگرفته که خداوند گناهان
گذشته اش را می آمرزد ( حدیث 3514 نهج الفصاحه)
توجه کنیم که محبت درونی است و اگر از عمق دل و جان نباشد محبت نیست. پس:
محبت تصنعی، هم محبت نیست و هم تاثیر آن را نخواهد داشت.
برای محبت کردن، هیچ کینه ای در دل خود انبار نکنیم
راه محبت کردن این است که محبت کردن را آغاز کنیم.
با هر بار محبت کردن صافتر می شویم و راه محبت هموارتر میشود.
محبت به همه انسانها را سرلوحه زندگی خویش قرار دهیم. اما به کودکان بیشتر محبت کنیم و بدانیم با محبت به آنها:
-         به نیاز روحی آنها پاسخ داده ایم.
-         باعث اعتدال روحی آنها شده ایم .
-         به آنها اعتماد به نفس داده ایم .
-         محبت کردن به دیگران را عملاً به آنها آموخته ایم.
-         از عوارض جسمی افسردگی و ... آنها جلوگیری کرده ایم.
امام سجاد (ع) می فرمایند: حق خردسال این است که:
J     با او مهربان باشی.
J     او را تربیت کنی.
J    

او را دانش بیاموزی.

J    

از او چشم بپوشی.

J     لغزشهایش را بپوشانی
J     با او سازگار باشی. (رفق)
J     به او یاری رسانی. 
J     بزهکاریهای نوجوانی او را بپوشانی که سبب توبه او می شود. 
J     با او سازگاری پیشه کنی. ( مدارا ) 
J     از ستیزه با او دوری کنی.   
که این روشها به رشد او نزدیکتر است.  جلد 8 الحیات ص 153
3-    امنیت خاطر کلید رشد استعدادها و خلاقیت
با کودک آنگونه رفتار کنیم که با خیال راحت همه حرفهایش را به ما بزند، سوالاتش را بپرسد، از کارهایش بگوید، خواسته هایش را بیان کند و نظراتش را بگوید. یعنی :
نترسد و هیچ چیز را پنهان نکند .
توجه کنیم که حتی مسائل مهمی مثل نظم نباید دلیل ایجاد روحیه ترس در دانش آموزان شود.
نظم قسمتی از تربیت است و ترس ضد تربیت است.
شنیدنی است که پیامبر اکرم (ص) می فرماید:
هر کس به مسلمانی چنان بنگرد که او را بترساند خداوند روز قیامت او را می ترساند( حدیث 3513 نهج الفصاحه)
وقتی خیال کودک از طرف ما راحت باشد و همه چیز را با ما در میان بگذارد:
-         استعدادها و خلاقیت او رشد پیدا می کند ( آچه به ذهنش می رسد بیان می کند و ...)
-         اشتباهات خود را در می یابد.
-         ما از اشتباهات او آگاه شده فرصت کمک به او پیدا می کنیم.
-         به صداقت و راستگویی عادت می کند.
-         ترس بی جا از وجودش برداشته می شود.
-         سوالی در ذهنش باقی نمانده اگر پاسخ او را قانع کننده نیافت بی جهت تسلیم نمیشود
نقل است که:
" شعبان ثوری بر امام صادق (ع) وارد شد و ایشان را بسیار ناراحت دید بنحوی که رنگ چهره آن حضرت تغییر کرده بود از علت ناراحتی ایشان پرسید امام فرمود:
اهل خانه را از رفتن به پشت بام نهی کرده بودم وقتی وارد خانه شدم مشاهده کردم یکی از کنیزان که سرپرستی یکی از کودکانم را به عهده داشت از پلکان بالا میرود و کودک در بغل اوست. همین که مرا دید مضطرب شده، فرزندم از دست او افتاد و فوت کرد. سپس امام فرمود: این تغییر رنگ من برای مرگ فرزندم نیست، بلکه برای این است که موجب رعب و ترس کنیز شده ام.
آنگاه امام به کنیز فرمود: تو آزادی و بر تو گناهی نیست. (ص 92 کتاب سیره تربیتی پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) تربیت فرزند، ناشر: پژوهشکده حوزه دانشگاه)
و نقل دیگر اینکه:
"جوانی از قریش نزد پیامبر (ص) آمده از آن حضرت اجازه زنا خواست. اطرافیان پیامبر (ص) بر او حمله ور شده، او را از این حرف منع کردند. پیامبر فرمود: نزدیک بیا. سپس فرمود: آیا دوست داری کسی با مادرت یا دخترت یا... زنا کند؟ عرض کرد: نه به خدا قسم. پیامبر فرمود: دیگران نیز چنین چیزی را دوست ندارند. آنگاه پیامبر (ص) دست خود را بر جوان گذاشت و فرمود: خدایا گناه این جوان را ببخشای و قلبش را پاکیزه گردان و شرمگاه او را در امان نگه دار." (ص 94 کتاب سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت – تربیت فرزند – ناشر: پژوهشکده حوزه و دانشگاه)
بدون شک اگر این جوان از ناحیه پیامبر احساس امنیت و آرامش نمیکرد، هرگز درخواست خود را مطرح نمی نمود.و از ارشادات حضرت محروم میماند. از سوی دیگر نوع برخورد رسول گرامی اسلام شیوه مطلوب اسلامی را نشان میدهد.
4-    تکریم و احترام به کودک:
این سنت غلط که احترام را صرفا به افراد و گروههای خاص ضروری بدانیم و دیگران را قابل احترام ندانیم باعث کج رفتاریها و مشکلات فراوان در جامعه شده و میشود.
نسل انسان مورد کرامت و برتری و گرامیداشت است. (ص 95 جلد 7 تفسیر نور ذیل آیه 70 سوره اسراء)
موهبتهای الهی به انسان و ظرفیت و توانایی های بالقوه او دلیل این احترام است و "انسان گل سرسبد موجودات است و اسلام به او حرمت نهاده. این حرمت صرف نظر از ویژگیهای هردسته و گروهی از انسانهاست. جنسیت، قومیت، نژاد، کوچکی و بزرگی و حتی ایمان و بی ایمانی نیز در آن دخالت ندارد." (ص 96 سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت ناشر: پژوهشکده حوزه و دانشگاه)
پس به کودک احترام کنیم چرا که:
1-     هر انسانی خود را دوست میدارد و در جهت حفظ حرمت خود میکوشد.
2-     کودک را به خودباوری میرساند.
3-     احترام به دیگران عملا به کودک آموزش داده میشود.
4-     از تحقیر شخصیت کودک و احساس حقارت وی و تبعات ناشی از آن جلوگیری میشود.
به فرمایش علی (ع): کسی که نفسش بر وی خوار شد امید نیکی از او نداشته باش. (غررالحکم ج 2 ص 712)
متأسفانه یاد نگرفته ایم که به خود انسانها نگاه کنیم. معمولا به قیافه، قد و بالا، لباس، ماشین، خانه، پول، مقام و ... نگاه میکنیم. کودک خیلی از اینها را ندارد. اما فطرتی ناب و انسانیتی پاک دارد. به خودش نگاه کنیم و او را تکریم کنیم. باشد که او هم فردا به خود انسانها نگاه کند.
لَقَد کَرَّمنا بَنی آدم.......(ایه70سوره اسراء)
5-    در مورد کودکان به عدالت رفتار کنیم:
روح پاک کودک که مبرای از هر گونه آلودگی و چون آینه شفاف و روشن است، بی عدالتی را به سرعت و با همه زشتی اش درک می کند. بی عدالتی روح پاک او را به شدّت آرزده می کند. هرگز گمان نبریم که کودک از درک بی عدالتی عاجز است. برعکس به دلیل اینکه او اسیر بسیاری از دروغها ، دو رویی ها، بی خدایی ها و خوی های حیوانی نشده است بهترو زودتر از بزرگترها بی عدالتی ها را درک می کند و بیشتر متاثّر و آزرده میشود. دقت کنیم که خیلی وقتها چیزهایی را که ما بدلیل ناصافی روح درونمان بی عدالتی نمی دانیم، کودک با آن قلب صاف و پاکش بی عدالتی می داند. لذا به گفتار و کردارمان توجّه داشته باشیم و پیوسته به یاد داشته باشیم نه با آدم بزرگ ها که با کودکان سرو کار داریم وبرخورد با آنهاباید که متفاوت باشد.
6-    راه کارهای ساده اما مهم و موثر:
همه آنچه بیان شد با راه کارهای ساده ای درعمل قابل تحقق است. این راه کارها بدون هر شرح و بسطی از این قرار هستند:
1-     به کودکان سلام کنیم.
2-     به کودکان نگاه کنیم و نگاهمان را با محبت بیامیزیم.
3-     به حرف کودکان با توجه گوش کنیم.
4-     از دست دادن با کودکان و .... غفلت نکنیم.
5-     آرام و با علاقه با کودکان صحبت کنیم.
6-      هنگام ورود کودکان بدانها احترام کنیم و برایشان جا باز کنیم.
7-     با کودکان احوالپرسی کنیم.
8-     بازی کردن با کودکان را فراموش نکنیم.
9-     اگر به هر دلیلی باید حقی از آنها نادیده گرفته شود از آنها اجازه بخواهیم.
10-در موقع ضرورت از کودکان عذر خواهی کنیم.
11-در مسائل مختلف بویژه مسائلی که به آنان مربوط میشود از کودکان نظر خواهی کنیم .
12-به نظرات و خواسته های درست کودکان عمل کنیم.
13-اگر به هر دلیلی امکان اقدام در مورد نظرات و خواسته هایشان وجود ندارد دلائل مربوطه را با آنان در میان بگذاریم.
14-اگر نظر یا خواسته ای نادرست دارند، اشتباه بودن آنرا برایشان توضیح دهیم.
15-در برنامه های آنان شرکت کنیم.
16- آنان را با احترام صدا کنیم .
17-ویژگیهای مثبت آنان را ارج نهاده تشویق کنیم .
18-عیوب آنها را در مقابل دیگران مطرح و بزرگ نکنیم.
19-کودکان را در مقایسه با دیگران تحقیر نکنیم.
20-بخاطر ضعفهای احتمالی و یا اشتباها تشان آنها را سرزنش نکنیم .( بویژه در حضور دیگران)
21-در گفتار و کردارهای عمومی میان کودکان فرق نگذاریم.
22-در تشویق ها و تنبیه ها تناسب را حفظ و از برخورد و قضاوت دوگانه خودداری کنیم.
                                                                                                      محمدحسن خورشیدنام