ادبیات منبری و ادب منبر(به مناسبت درگذشت زنده یاد حجت الاسلام شرفی)


ادبیات منبری و ادب منبر
   انتقال فرهنگ و بینش در جوامع بشری و بین نسلها ، بر پایه آموزش استوار که دو شاخه اصلی آن ، فرهنگ مکتوب یا "نوشتاری" و فرهنگ مسموع یا "شنیداری" است که این سنخ از سابقه طولانی و تأثیر و تاثر فراگیرتری برخوردار است.
بسمه تعالی
ادبیات منبری و ادب منبر
انتقال فرهنگ و بینش در جوامع بشری و بین نسلها ، بر پایه آموزش استوار که دو شاخه اصلی آن ، فرهنگ مکتوب یا "نوشتاری" و فرهنگ مسموع یا "شنیداری" است که این سنخ از سابقه طولانی و تأثیر و تاثر فراگیرتری برخوردار است ، زیرا که بسیاری از افراد که حتی با خواندن و نوشتن آشنایی چندانی نداشتند ، از طریق شنیدن به مفاهیم عالی و معارف نابی دست می یافتند و از نقل های سینه به سینه و حلقات و جلسات" گفتمان "بهره ها می بردند با می برند.
شیعگی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و همراه با کلاسهای درس هزار ساله شیخ الطائفه علامه طوسی و حوزه های غنی علمیه در طول این تاریخ پربار و پرثمر، منبر های ارشادی و جلسات آموزش حضوری علاقه مندان برقرار و با ارائه بحثهای مکتبی و گفتنی های دینی ، شانه به شانه حوزه و مدرسه کار سنگین پروردن و آگاه ساختن را متحمل شده اند و چه بسیارند ناطقان و سخنگویان منابر و شیرین زبانان و سخنورانی که عصاره کلامشان در جانها ریشه دوانده و حرف حرف بیانشان چراغ راهی برای گشودن تاریک راههای زندگی گشته است که در همین عرصه و استان یاد" مالمیری های" ، "حکمت ها" و "وزیری ها" در دهه های معاصر در ذهنها زنده و زبانزد خاص و عام است.
 اما نکته ای که به مناسبت باید به آن اشاره نمود ، این مهم است که علیرغم توسعه فناوری و آسانی دست یافتن به منابع و مراجع غنی علمی و آموزشی در حوزه نوشتاری و نیز گسترش و فراگیری جلسات و مجالس اطلاع رسانی و ذکر معارف اسلامی و فراوانی گویندگان و مبلغان حوزه شنیداری ، باید به نیازی عمیقتر پاسخ داد و دل مشتاقان و طالبان دریافت حقایق را به جاذبه دیگری آویخت.
 و به بیانی دیگراز "کلام" به "سر کلام" رسید و ادبیات مرسوم منبری را از "ادب منبر" در تحکیم مبانی عقیدتی و باورهای اصولی برای طی طریقت و مشی زندگی بازشناخت و در این مقصود باید افرادی را جست که علاوه به باورمندی و اعتقاد به گفته ها ، خود به نوعی باور در بیان ارزشها و قابلیت ها تبدیل شده باشند.
و زنده یاد مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمد کاظم شرفی (ره) با برآوردی که هم اینک پس از درگذشتش از این دنیای فانی دست داد می تواند "یکی از مصادیق بارز این مفهوم" باشد.
او که مردم وفادار اینگونه در سوگش سوختند و همراهی کردند و برای خوبیهایش صفحات درخشان و به یادماندنی گشودند.
به خوبی به مهربانی و دلرسی هایش پاسخ دادند و از "ادب"، " تواضع"، " نرم خویی" و" گشاده دستی" او در کنار "حفظ اصول وپایبندی به حضور انضباط و مراعات" او سخن گفتند.
او که به آنچه که می گفت " عمل کرده بود " و حاصل زندگی هفتاد و سه ساله اش به خوبی این را گواهی می داد.
درسفرهای زیارتی مخلصانه در اختیار زایرین بویژه "حجاج بیت الله الحرام" بود وبرای ادای درست اعمال نهایت ملاحظه مراقبت وهمراهی را داشت.
 به ساده زیستی علاقه مند بود و سعی می کرد برای دیگران تکلیف و تکلّفی نباشد.
 مثبت اندیش و جمع گرا بود و به آحاد جامعه ، بویژه نسل جوان عنایت و توجه داشت.
 به سومین شهید محراب حضرت آیت الله صدوقی(ره) و بیت ایشان عشق می ورزید و ازهیچ فرصتی برای حضور در جریان قیام مردمی انقلاب اسلامی دریغ نمیداشت.
 برای هم لباسی ها و قشر والای روحانیت قداست و احترام فوق العاده ای قائل بود و در هر حال خدمت به آنان را وظیفه اصلی و اولیه خود می دانست .
 و آنچه برای او مهم بود بعد از "رضای خداوندگار" ، رضامندی مخاطبین و مردم خوبی بود که شایسته و لایق خدمت بودند.
 قدر هر سلام و آشنایی را بخوبی می شناخت و بسیارند یاران پنجاه ساله ای که در تداوم دوستیشان باز هم اشک حسرت ریخته و از تنها ماندن امروزشان افسوس می خورند.
 و اینها خلاصه می شود در همان مفهوم متعالی ادب منبر یا کاربردی کردن آموزه های دینی که عمری برایش سرمایه کرده بود.
و به راستی به چه میزان معتقدیم که عوامل طالب و بویژه نسل معاصرمان به این جوهره و عنصر نیازمند است و الگو های رفتاری معتقد را برای شناخت درست باور های خود می طلبد ، همانی که قرآن کریم اشاره دارد که:
"و لکم فی رسول الله اسوه حسنه"
اسوه حسنه و الگوی شایسته رفتاری که ملاک در قضاوتها و" باید و نباید های" ما باید باشد ، همان سیره و عملکردی که در منابع فقهی ما یکی از چهار رکن کتاب و سنت و عقل و اجماع تلقی شده است و سنت "اقدام" ، "اقرار" و "تاییدی" است که عملاً از معصومین مشاهده و بدست آمده است.
یاد و یادمان امثال شرفی ها باید از این جهت عزیز داشته شود که بتواند نقش آفرین و تأثر برانگیز باشد که اینگونه رفتار و کردار از هر کس ما مورد انتظار است و از روحانیون ، مبلغین و سخنوران ما که پیشتاز در تعلیم و آموزش هستند اولی تر.
فرصت را غنیمت شمرده به سهم خود بعنوان یاری دیرین و عضوی از اعضای خانواده ایشان از این نمک شناسی ، پاسداشت شکوهمند و معرفت بی ریای قاطبه مردم عزیز و متدین و عاشورایی دار العباده یزد وسایر بلاد واستان ها که بیانگر دین باوری ، شعور بالا و عاطفه غنی و مهر ورزانه آنانست سپاسگزاری داشته ، تداوم توفیق همگان برای ایجاد زمینه رشد خدمت پرروران و خادمان به ملک و دین را از درگاه خداوند متعال مسئلت ،و برای علو درجات این عزیز از دست رفته دعا نمایم.
ابوالقاسم شعشعی
مهر 1391