زنده یاد"محمد غفوری همگام با هنگام ها و هنگامه ها"


بسمه تعالی

 

آفرینش را عادتی است که گاهی به نظر سخت گیرانه و بی‌رحمانه در تعامل با رخدادهای متعارف تعبیر، و بر روند معمول زندگی انسانی چیرگی می‌یابد و نظام یافته‌های ما را دگرگون و دستخوش تحولاتی جانکاه و غم افزا می‌سازد. روندی که به باور ما باید با دستاوردهای مبارک تری همراه باشد و به نتایج قابل تعریف تری از زندگی برسد؛ و اینجاست که مشیت الهی جان می‌گیرد و بر "بودن" و "نبودن ما" واقعیت دیگری را تقدیر می‌کند.

 اینجاست که همه پیش بینی‌ها و دل خواسته‌های ما به رنگ دیگری جلوه می‌کند و دست بر‌تر خواست "مولا"، بر سرنوشت‌ها تقدیر دیگری رقم می‌زند و جز تسلیم و صبر در پیشگاه معبود، راهکاری نمی‌ماند.

تصورمان این بود که شخصیتی خودیافته، خدوم، متقی، متعادل، مردم دوست و باورمند مثل زنده یاد مرحوم «محمدغفوری» باید چون مشعلی راهبر در جمع و جامعه امان این روز‌ها و حالا حالا‌ها صفا بدهد و حاصل عمری تحصیل، تهذیب، مهارت و مدیریت، چون سرمایه‌ای گرانسنگ برای مردم و نظام خدمت نماید؛ لیکن سرنوشت به گونه‌ای دیگر عمل کرد و در پسامد غده‌ای که عارض جمجمۀ ایشان بود مدتی شرایط سخت و طاقت فرسای بستر بیماری را تحمل و سرانجام در بهمن خوبی‌ها جان به جان آفرین تسلیم نمود.

شخصیتی که به حق او را می‌توان یک عنصر فرهنگی تعریف کرد و مرد همه فن حریفی که از نخستین اقدامات نهضت مقدس اسلامی پا به پای مردم عزیز خود پیش آمد و در عرصه‌ها و صحنه‌های گوناگون از دوران دانشجویی خود که مقارن با قیام مبارک حضرت امام خمینی علیه نظام طاغوت بود تا این زمان که شرایط بازنشستگی خود را با ارائه خدمات فرهنگی و آموزشی در موسسات تابعه موسسه خیریه فرهنگی حضرت جوادالائمه (ع) غنیمت می‌شمرد، همه و همه پربار و خدمتگزار به حساب می‌آیند. فوق العاده جمع گرا و اهل تعامل و بحث و تبادل نظر در جلسات معرفتی و قرآنی و منضبط و متعهد در ابراز عقاید و رسالت‌های انقلابی و فرهنگی خود بود.

دغدغه‌اش برای تربیت فرزندان و گرم داشتن کانون خانواده وصف ناپذیر و در دوستی‌ها و نشست و برخاست‌هایش با دوستان و همتایان پراحساس و بجوش بود.

در مسئولیت‌های مختلفی که در عرصه نظام قبول مسئولیت نموده بود، فوق العاده امین، پاکدست، پروسواس و صادق عمل کرد و در همه جا، از امور تربیتی آموزش و پرورش، مدیریت مختلف در استانداری، معاونت شهرداری یزد، مدیریت کانون زبان، مسئولیت‌های مختلف فرهنگی در نهاد‌ها، موسسات هیأت امنای مساجد و... ذکر خیرش مدام و عملکردش زبانزد خاص و عام است.

کم ادعا و بی‌منت، پرکارو امیدبخش و متوکل و قانع شصت و دو سال دوران زندگی پاک خود را گذراند و سرانجام معتقد و مخلص جمع یاران و محبان خویش را تنها گذاشت.

این فقدان یقینا بر همگان غیرمنتظره و سخت است بویژه بر بازماندگان صبورش بویژه همسرگرامی و فرزندان دلبندش که شرایط بسیار ناگوار و غیرقابل وصفی را در این چندماهه بستری بودنشان در بیمارستان بهمن تهران تحمل کردند و انصافا وفادارانه تا آخرین نفس‌ها، همراهی و دلجویی داشته‌اند ولی جز صبر و رضا به درگاه الهی چاره‌ای نیست و تسلیت ما در حلقه دوستان و نیز جمع بازماندگان تحقق آرمان و خواست‌های وارسته‌ای است که آن عزیز از دست رفته همواره به آن می‌اندیشید.

اعتلای کلمه الله، خدمت به ارزشهای انقلاب اسلامی با الهام از منویات حضرت امام )ره) حضور همه جانبه و مسئولانه در صحنه‌های زندگی با خوشدلی و تعامل سازنده، دعوتهای دلنشین او به «حی علی الفلاح» در اوقات خوش نماز و لبخندهای دلگشا در هر برخورد و رویارویی. فرصت‌شناسی در انجام فرایض و صاحب درد در رفع نیازهای جمع و جامعه و سلام خدایی بر «محمدغفوری» و بر همه هنگامه‌هایی که بر آن می‌خندید.

ششم بهمن۹۳- ابوالقاسم شعشعی